پایگاه اطلاع رسانی آراء وآثار استادعلی کهنمویی

منوی اصلی

منوی کاربری

آرشیو

آمار سایت

آمار مطالب یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 39
کل نظرات: 5
آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
امروز: 0
این ماه: 0
کل: 2
بن شدگان: 0
جدیدترین عضو: admin362

مدیریت محتوا: مهدی مظلومی

سامانه ارتباط

سامانه ثبت نظرات ، انتقادات ، پیشنهادات و شکایات

پیوندها

مطالب اخیر

نظرسنجی

نظرشما در مورد مطالب و محتوای سایت چیست؟
عالی
خوب
متوسط
بد

اوقات شرعی

طراحی و بهینه سازی قالب : ثامن تم ( علیرضا حقیقت )

موضوعات مرتبط : ---
نویسنده : admin362 / تاریخ : 30 شهریور 1398 / نظرات : 0 / بازدید : 10

 

زینت رفتارحسین فرزندزهرا درمواجهه باحر این بودکه انسانیت حررا به ظهور رساند وحرراازیک یاغی بر امام ودین مبدل به شخصیتی بهشتی نمود
مکتب حسین آنجا ارزشمند است که سفینه  نجات است
زینت عاشورا آنجاست که برای هدف به ثمر رسید
امر به معروف و نهی ازمنکر واصلح جامعه ای که به انحطاط کشیده شده بود
پلیدیها برتقدسات درآن زمان پیشی گرفته بود
یزیدیها اصلح خلیفه مسلمانان ابایی ازمشروب خواری نداشت.
و یاران علی به تبعیدگاه فرستاده می شدند واموال آنها مصادره می شد
شریح قاضی قضات ریاست قوه قضائیه
به رتق وفتق امور مردم پرداخته بود و حق اظهارنظر و محاکمه سران حکومت را نداشت
وفقط یک حکم صادرکرد که باجرای آن جهان اسلام  به عزا نشت
او نوشت حسین برخلیفه خروج کرده و ریختن خون او حلال است
بااین حکم می گوساران نوشیدند و صدای طبل وقهقه شادی آنها جهان راکروکورنمودومتحجرین زمان دم فروبستن وهرروزدرمرکز خلافت اسلام فوج فوج بامشروب خور زمان بیعت  می کردند
جشن شیعه کشی راه انداختند،ودر نهایت مظهرعدالت رابه مسلخگاه بردندوپاکترین انسانها رابه اسارت کشاندند
درظهرعاشورا بدنی آغشته به خون وپاره پاره  نماز به پااوردوثابت کرددراقامه نماز و اصلاح امت وامربه معروف می توان جان داد
کاروانی کوچک با هدفی بزرگ به نماز ایستاده
وباتیرهای آغشته یک سوم آنها برای دفاع از ولایت و اوامر خدا به خون غلتیدند

نداامدیاحسین فرشتگان آسمانی ماهیان دریایی برتوکریستند بس کن
اینجا بود که مظلومیت به ترسیم کشیده شد
حقانیت جلوه پیدا کرد
و تکلیف امت مشخص شد که درقبال ظلم و اصلاح جامعه انسانی می توان خون هدیه کردوانهم خون پاکترین بشرزمان
 

موضوعات مرتبط : ---
نویسنده : admin362 / تاریخ : 17 شهریور 1398 / نظرات : 0 / بازدید : 16

 

#به_وقت_عاشقی

آقا قسم به جان شما خوب میشوم

باور کن آخرش به خدا خوب میشوم

این روزها ز دست خویش شاکی ام

قدری تحمل بنما خوب میشوم

حتی اگر گناه خلایق کشم به دوش

با یک نگاه لطف شما خوب میشوم

من ننگ و عار حضرتتان تا به کی شوم؟!

کی از دعای اهل بکاء خوب میشوم؟!

با یک دعای مادر دلسوز و مهربان

ام الأئمه النجبا خوب میشوم

جمعی کبوتر حرم فاطمه شدند

من هم شبیه آن شهدا خوب میشوم

من بدترین غلام حقیر ولایتم

ای بهترین امام بیا خوب میشوم

با این همه بدی به ظهور شما قسم

با یک نسیم کرب و بلا خوب میشوم

اللهم عجل لولیک الفرج

موضوعات مرتبط : ---
نویسنده : admin362 / تاریخ : 17 شهریور 1398 / نظرات : 0 / بازدید : 12

 

سه برادر مردی را نزد مولای متقیان امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام آوردند و گفتند اين مرد پدرمان را کشته است.

امام علی (علیه السلام) به آن مرد فرمودند: چرا او را کشتی؟

آن مرد عرض کرد: من چوپان شتر و بز و ... هستم. يکی از شترهايم شروع به خوردن درختی از باغ پدر اينها کرد پدرشان شتر را با سنگ زد و شتر مرد، و من هم همان سنگ را برداشتم و با آن به پدرشان زدم و او مرد.

امام علی (علیه السلام)فرمودند: حد را بر تو اجرا مي کنم. آن مرد گفت: سه روز به من مهلت بدهيد.
پدرم مرده و برای من و برادر کوچکم گنجی به جا گذاشته پس اگر مرا بکشيد آن گنج تباه مي شود، و برادرم هم بعد از من تباه مي شود.

 اميرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: چه کسی ضمانت تو را مي کند؟

آن مرد به مردم نگاه کرد و گفت اين مرد.

اميرالمومنين (علیه السلام) فرمودند: ای ابوذر آيا ضمانت اين مرد را مي کنی؟

ابوذر عرض کرد: بله اميرالمومنين

فرمود: تو او را نمي شناسی و اگر فرار کند حد را بر تو اجرا مي کنم!

ابوذر عرض کرد: من ضمانتش مي کنم يا اميرالمومنين.

آن مرد رفت . و روز اول و دوم و سوم سپری شد...و همه مردم نگران ابوذر بودند که بر او حد اجرا نشود...سرانجام آن مرد اندکی قبل از اذان مغرب آمد و در حاليکه خيلی خسته بود، به نزد اميرالمومنين (علیه السلام) آمد وعرض کرد: گنج را به برادرم دادم و اکنون تسلیم فرمان شما هستم تا بر من حد را جاری کنی.

❓ امام علی (علیه السلام) فرمودند: چه چيزی باعث شد تا برگردی درحاليکه مي توانستی فرار کنی؟

 آن مرد گفت: ترسيدم که "وفای به عهد" از بين مردم برود.

❓اميرالمومنين(علیه السلام) از ابوذر سوال کرد: چرا او را ضمانت کردی؟

 ابوذر گفت: ترسيدم که "خیر رسانی و خوبی" از بین مردم برود.

پسران مقتول متأثر شدند و گفتند: ما از قصاص او گذشتيم... اميرالمومنين (علیه السلام) فرمود: چرا؟

 گفتند: مي ترسيم که "بخشش و گذشت" از بين مردم برود.

و اما
ماهم اين پيام را  به اشتراک گذاشتیم  تا "دعوت به خير" از ميان مردم نرود.

.. حالا نوبت شماست که بعد از خواندن این داستان آن را برای دیگران نقل کنید بخشش و دعوت به خیر و گذشت و وفای به عهد و همه صفات خوب حفظ شود......

موضوعات مرتبط : ---
نویسنده : admin362 / تاریخ : 17 شهریور 1398 / نظرات : 0 / بازدید : 20

دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی. گفتن چهل تومن من هم چونه زدم شد سی تومن...

بعد از پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا ده تومنی دادم بهشون. یکی از کارگرا ده تومن برداشت و بیست تومن داد به اون یکی!
 

گفتم: «مگه شریک نیستید؟!» گفت: «چرا. ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره...!»

من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومن بهش دادم. تشکر کرد و دوباره پنج تومن داد به اون یکی و رفتن.

داشتم فکر می‌کردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم! اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم، افتادم. «بخشیدن دل بزرگ می‌خواد نه توان مالی...!»

همه می‌تونند پولدار بشن اما همه نمی‌تونند بخشنده باشن! پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت! باسواد شدن مهارته، اما فهمیدگی فضلیت...

همه بلدن زندگی کنند اما همه نمی‌تونند زیبا زندگی کنند. زندگی عادته، اما زیبا زیستن فضیلت  است..

موضوعات مرتبط : ---
نویسنده : admin362 / تاریخ : 16 شهریور 1398 / نظرات : 0 / بازدید : 13
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...